مير لوحى

52

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )

التحيّة و الثناء - محمّد زمان بن محمّد جعفر الرضوىّ ، المجاور فى تلك العتبة السنىّ كه در اوّل جوانى ، و ريعان زندگانى كه از خدمت والد خويش مستفيض بودم ، سيّدى نجيب « امير سيّد محمّد » نام به مشهد مقدّس رسيد كه منبع اسرار معارف توحيد بود و مطلع انوار معالم تحقيق ، و به زيور حلم و زهد و تقوى آراسته ؛ و به كمالات صورى و معنوى پيراسته ، نكات طريقت را واقف ، و رموز حقيقت را عارف ، پدر اين ضعيف در تعظيم و تكريم خدمتش غايت « 1 » مبالغه به جاى آورد ، و مرا در اعظام و اكرام جنابش سفارش تمام نمود و فرمود : بدان اى فرزند ! كه آباء و اجداد اين سيّد عالىنژاد تا به ابراهيم الأصغر كه از جمله اولاد حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام است همه به حسب علم و فضيلت ، و دين و دولت ، رفيع مرتبه و عالى درجه بوده‌اند ، يكى از اجداد اين سيّد وفىّ ، امير سيد محمّد مصحفى است كه ميان او و سيّد مشار اليه يك واسطه بيش نيست ، و اين سيّد محمّد مصحفى از اجلّ سادات سبزوار ، و اعاظم فضلاى آن ديار بوده ، و پدرم از او استفادهء علوم دينيّه نموده ، بعد از سفارش پدر ، [ و ] وقوف بر نجابت آن سيّد والاگهر ، كمر به خدمت بستم در پايهء ملازمان ، زمانى از پاى ننشستم و سيّد مذكور فرزندى داشت ارجمند و خلفى سعادتمند « امير لوحى » نام كه به حليهء تقوى و دين‌دارى و رداء ديانت و پرهيزكارى متحلّى « 2 » و متردّى « 3 » بود ، و به علوّ

--> ( 1 ) . در نسخهء مؤلّف « نهايت » ضبط شده ولى در اصل « غايت » مىباشد . ( 2 ) . آرايش يافته . ( 3 ) . به شكل رداء بر قامتش انداخته .